السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

430

تفسير الميزان ( فارسي )

ظاهر آيه اى كه در سوره انفطار بود و مىگفت وظيفه ملائكه حافظ حفظ نامه هاى اعمال است ، با اين نظريه منافات ندارد ، براى اينكه حفظ جانها هم مصداقى از نوشتن نامه است ، هم چنان كه از آيه « إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » « 1 » به بيانى كه در تفسيرش گذشت اين معنا استفاده مىشود . با اين بيان ديگر جايى براى اعتراضى كه شده باقى نمىماند ، و آن اعتراض به كسانى شده كه به اطلاق قدرت خداى تعالى استدلال كرده‌اند بر مساله معاد ، و گفته‌اند : وقتى قدرت خداى تعالى مطلق است چرا نتواند مردم را در آخرت دوباره زنده كند ، معترضين ، اعتراض كرده‌اند ما هم قدرت خداى تعالى را مطلق مىدانيم ، ولى خداى تعالى به ايجاد ممكن الوجود قادر است ، و قدرتش هيچ قيد و شرطى ندارد ، نه ممتنع الوجود ( نظير اجتماع دو نقيض و يا اجتماع دو ضد ) ، كه خودش وجود پذير نيست ، و اعاده انسان بعينه از محالات است ، و محال تحقق و هستى نمىپذيرد چون انسانى كه مىخواهد در آخرت خلق شود مثل انسان دنيوى است ، نه عين او كه در دنيا بود ، و معلوم است كه مثل من غير از خود من است . جوابى كه گفتيم از بيان ما استفاده مىشود اين است كه : شخصيت يك انسان به نفس و يا به عبارت ديگر به روح او است ، نه به بدن او « 2 » ، در آخرت هم وقتى خداى تعالى بدن فلان شخص را خلق كرد ، و نفس و يا به عبارتى روح او را در آن بدن دميد قطعا همان شخصى خواهد شد كه در دنيا به فلان اسم و رسم و شخصيت شناخته مىشد ، هر چند كه بدنش با صرفنظر از نفس ، عين آن بدن نباشد بلكه مثل آن باشد . * ( « فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ » ) * يعنى انسان بايد بينديشد كه از چه خلق شده ، و مبدأ خلقتش چه بوده و چه چيزى به دست خداى تعالى به اين صورت انسانى در آمده ؟ جمله مورد بحث به خاطر اينكه حرف « فاء » در اولش آمده متفرع بر آيه قبلى ، و نتيجه گيرى از مطلبى است كه فحوايش با كمك سياق بر آن دلالت دارد ، و حاصل معنا چنين است : وقتى معلوم شد هر نفسى به ذات و اعمالش نزد خدا محفوظ است ، و هيچ چيز از

--> ( 1 ) ما آنچه را شما انجام مىداديد مىنوشتيم ، سوره جاثيه ، آيه 29 . ( 2 ) به شهادت اينكه مىدانيم يك بدن هشتاد ساله در مدت عمرش چند بار تحليل مىرود ، و اجزا و سلولهايش مىميرد ، و مجددا سلولهاى ديگرى جاى آنها را پر مىكند ، و مع ذلك اين شخص هشتاد ساله همان شخصى است كه از فلان پدر و فلان مادر در فلان روز به دنيا آمده بود ، « مترجم » .